امتياز عليخان العرشي
58
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
پيش بينى مى فرمايد . « اما بعد . . . ايها الناس ، فانى ( فانا ) فقأت عين الفتنة ، و لم تكن ليجترئ عليها احد غيرى » ( 1 ) إلخ ( ج 1 ، ص 182 ) . ابن ابى الحديد در ( شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 366 ) گويد : اين خطبه را گروهى از سيره نويسان نقل كردهاند و به طور مستفيض روايت شده است و آن را مولا پس از انجام كار نهروان ايراد فرمود و كلماتى دارد كه رضى آنها را نياورده است . [ و نيز رجوع شود به : ثقفى ، الغارات ، ج 1 ، ص 6 ، 7 ، 16 ] . 54 - خطبهء نود و سوم : خطبهاى است طولانى كه در آن آمده است : « لقد رايت اصحاب محمد ( ص ) فما ارى احدا منكم يشبههم ، لقد كانوا يصبحون شعثا غبرا و قد باتوا سجدا و قياما يراوحون بين جباههم و خدودهم ، و يقفون على مثل الجمر من ذكر معادهم كان بين اعينهم ركب المعزى من طول سجودهم ، اذا ذكر اللّه هملت اعينهم حتى تبل جيوبهم ، و مادوا كما يميد الشجر يوم الريح العاصف خوفا من العقاب و رجاء للثواب » ( 2 ) إلخ ( ج 1 ، ص 190 ) . ابن قتيبه ( عيون الاخبار ج 2 ، ص 301 ) ، شيخ مفيد ( ارشاد ، ص 138 ) ، ( المجالس ) شيخ مفيد ، [ بحار الانوار ج 17 ، ص 420 ] ، ابو نعيم ( حلية الاولياء ج 1 ، ص 76 ) و شيخ طوسى در ( امالى ، ص 62 ) . 55 - خطبهء نود و نهم : « و ذلك زمن لا ينجو فيه الاكل مؤمن » ( 3 ) ( ج 1 ، ص 198 ) . بخشى از آن را ابن قتيبه در عيون الاخبار ( ج 2 ، ص 352 ) با اختلافى اندك
--> ( 1 ) اما بعد از حمد و درود خدا . . . اى مردم من چشم فتنه را بر كندم ، زان پس كه تيرگى فتنه موج زد ، هيچ كس جز من جرأت آن نداشت تا به رفع آن برخيزد . ( 2 ) من كه اصحاب رسول اللهّ ( ص ) را ديده بودم ، هيچ كدامتان را همانند ايشان نمى يابم . آنان در سجده و قيام با چهرههايى كه جبين و صورت بر خاك ساييده بودند و آشفته و غبار - آلود شام را به صبح مى رساندند ، از ياد رستاخيز گويى كه بر آتش نشتهاند ، پيشانى ايشان از سجدههاى طول چون زانوهاى گوسپند پينه بسته بود ، هنگامى كه نام خدا را مى - شنيدند سيلاب اشك از ديدگان روان مى ساختند چندان كه گريبانشان تر مى گرديد و از خوف عقاب و اميد به ثواب چون تنهء درختان بروز باد خيزان از اين سوى بدان سوى متمايل مى گشتند . ( 3 ) و در آن روزگار نجات نيابد مگر مؤمن .